مولای متقیان علی علیه السلام :
خداوند را شرابی ویژه دوستان است که
چون نوشند،سرمست گردند
و چون سرمست شدند بطرب خیزند
و چون بطرب آمدند پاک شوند
و چون به پاکی گرائیدند ذوب گردند
و چون ذوب شدند ناب گردند
و چون ناب شدند طالب گردند
و چون طالب شدند بیابند
و چون یافتند در پیوندند
و چون پیوستند فرقی میان ایشان و محبوبشان نیست .

وقتیکه جان مفتون کلام ، و کلام مجذوب جان شد و زمانیکه در پرتو بیتی جانسوز از اندیشه ای بلند قرار از دل رفت و آینهً وجود از غبار رنگ و زنگ پاک شد آنگاه چشمهً زلال احساس هنرمند در گردش قلم ، جریان مییابد و با استمداد از دریای فیاض عشق و به یاری مهارتیکه در پنجه های خویش اندوخته است به ایجاد و ابداع ترکیبها و در نهایت آرایش صفحه میپردازد.
نخستین دلربائی این خط بیقرار رقص موزون قلم در نقش بستن کلمات و مسیر آن از گوشه ای به گوشهً دیگر بیانگر آزادی و رهائی از تعلقات است، سپس در هر کنج آن خیالی و احساسی و در هر پیچش آن رازی ونیازی و در هر خم آن شوری و حالی دست میدهد که هر یک به نوبهً خود جان هر صاحبدل را بسر چشمهً حقیقت فرا میخواند .


خط قبل از آنکه صاحب جمال و اندامی دلربا شود باید از عالم معنی سیراب گردد، پس در این زمان شایسته است که هنرمند از دنیای ذهن خود آنچه را احساس مینماید با شیفتگی و اعتقاد، تصویر و بیان کند زیرا اگر هنر را یکی از مهمترین عوامل انتقال فرهنگ بدانیم به جراًت میتوان گفت خط یکی از عالیترین و شفاف ترین اثری است که در قالب هنر برای آیندگان بجای میماند.
سياه مشق از تكرار حلقه هاي استمرار مناجاتي است كه يك شكوه بزرگ را مي آفريند و هنرمند با اسامي عامي، غرقه بهرگنه، بنده عاصي و... خاتم كلك و قلم را القا مي كند. اين عبارات، نشان دهنده بنده بودن خوشنويس است. آنچه هنر را قوام ميبخشد، فراق است. اما چه كند انسان بيپناه كه هر چه در تدبير رفع حجاب و فراق در عرصه هنر ميكوشد، تلاش و تدبيرش منتهي به تغليظ حجابها و شيفتگي مضاعف ميگردد كه البته در قلمرو معارف اصيل اسلامي اين تلاش تحققبخش حقيقت انساني است و جايگاهي بس رفيع دارد.
مديد مدتي است كه دلباختگان عرصه هنر، در فراق محبوب ازلي، به نجوا با قلم شكسته و الفاظ دلفريب و دلي آكنده از آرزوي ديدار، گلايه خويش را بر گوش عالم برميخوانند و چون شمعي پرفروغ، مسير در پيش را منور ميكنند. بدان اميد كه بر مكر فلك مستولي گشته، نسيم وصل را به جان خويش بشارت دهند.
فلك را غير از اين خود نيست كاري
كه ياري را جدا سازد ز ياري
درمدرسه از شادیمان کم کردند از قدرت انبساطمان کم کردند هر گاه که خواستیم عشق تعارف کنیم از نمره انظباطمان کم کردند